عبد الحسين نوايى

249

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

را مغلوب ساخته بودند در امان باشند و ايشان شورشيان را راندند و در نتيجهء اين لشكركشى ، سلطنت ايران اكنون در كمال آسايش مىتواند اصفهان را پايتخت قرار دهد و شاه بر تخت نياكان خود جلوس كند و به پيشرفتهاى ديگر توفيق يابد . اينك امپراطريس بزرگ آنا ايوانونا كه فرمانروائى وى قرين آسايش است و امپراطريس و فرمانرواى سراسر روسيه است و لشكريان فراوان در اختيار دارد ، فرمان داده و اراده فرموده است كه همه نوع يارى به اعلىحضرت شاه بكند و چون از نيك‌انديشى آن اعلىحضرت همايون ، اعلىحضرت امپراطريس آگاه شده است و از نظر دوستى و حسن همجوارى و اينكه همواره خواستار نيكبختى اعلىحضرت شاه است و اميدوار است كه وى بتواند از همه ناگواريهايى كه در دورهء پادشاهى موروث اوست در امان باشد به نمايندگان خود كه در گيلان هستند و مخصوصا به كسانى كه در ولايات متصرفى اقامت دارند ، يعنى سرتيپ نجيب و الا مقام آقاى واسيلى لواشو ، داراى نشان سنت الكساندر از درجهء كاوالير و آقاى بارون پتر شافيرو و مشاور دولتى فرمان داده است كه وسائل استقرار و استحكام روابط دوستى ديرين را فراهم آورند و وارد مذاكره شوند و با نمايندهء مختار اعلىحضرت شاه ايران ، عالى جاه ميرزا محمد ابراهيم مستوفى سركارى خاصه كه از سوى اعلىحضرت شاه ايران اجازهء رسمى و اختيار تام دارد قرارى بگذارند و طرفين كه از جانب پادشاهان بزرگ خود اختيار دارند ، پس از گفتگو ، عهدنامهء دوستى مؤبد را به اين شرايط امضا كردند : 1 - همه اختلافات و عمليات خصمانه كه تاكنون از اين سو به ايران وارد آمده و از آن سو كه ايران وارد آورده است ، از طرفين كلا فراموش خواهد شد . اميد است كه پادشاهان دولتين عليتين روابط دوستى و همجوارى را فى ما بين خود برقرار كنند ، از اين پس بدخواه يكديگر نباشند و بكوشند تا دشمنيها را در حال و آينده از ميان بردارند . 2 - طرفين ، به وسيلهء اين عهدنامه ، دوستى صميمانهء خود را اظهار و اعلام مىكنند كه به موجب فرمان امپراطريس بزرگ روسيه ، دولت روسيه از امتيازاتى كه امپراطوران